help

پرسش‌های پرتکرار

شاید بپرسید

قرنطینه چیست؟
expand_more

قرنطینه یک جنبش مردمی برای ایجاد آگاهی و ایمن کردن سبد خرید مصرف‌کنندگان از برندهای حامی رژیم اسرائیل و شرکت‌های آمریکایی است. در قرنطینه، شرکت‌هایی که به نحوی رژیم اسرائیل را تقویت می‌کنند یا مالکیت آمریکایی دارند، به صورت مستند و با استفاده از منابع معتبر شناسایی می‌شوند. درباره شرکت‌های حامی اسرائیل، اسناد مربوط به حمایت راهبردی از رژیم و همچنین حضور آن‌ها در ایران منتشر می‌شود. درباره شرکت‌های آمریکایی نیز مالکیت آمریکایی شرکت، مبنای قرار گرفتن در فهرست تحریم است. با انتشار نتایج این پژوهش‌ها، برندهایی که آلودگی آن‌ها ثابت شده و جایگزین‌پذیر باشند وارد قرنطینه می‌شوند. ما این موضوع را به اطلاع مصرف‌کنندگان رسانده و درباره تأثیر خرید این برندها با آن‌ها گفتگو می‌کنیم.

قرنطینه از طرف کدام نهادها یا مجموعه‌ها حمایت می‌شود؟
expand_more

قرنطینه یک جنبش مردمی است. این جنبش به هیچ نهاد و سازمانی وابسته نبوده و با تکیه بر مشارکت افراد به صورت کاملاً مستقل فعالیت می‌کند.
 برای شناخت بهتر قرنطینه می‌توانید داستان قرنطینه را مطالعه کنید.

اثرگذاری قرنطینه

چگونه می‌توانم مطمئن شوم که این پروژه به جای ایجاد تغییر، باعث ایجاد تنش بیشتر نمی‌شود؟
expand_more

نبش‌های مردمی در کشورهای مختلف دنیا همواره به عنوان ابزاری نرم، مدنی و مسالمت‌آمیز برای ایجاد تغییر شناخته شده‌اند. قرنطینه نیز تلاش می‌کند با ترویج خرید مسئولانه و مصرف آگاهانه، شرکت‌های حامی اسرائیل و شرکت‌های آمریکایی را نسبت به آثار اقتصادی و اجتماعی عملکردشان پاسخگو کند. فعالیت قرنطینه بر پژوهش مستند، اطلاع‌رسانی عمومی و انتخاب آگاهانه مصرف‌کنندگان متمرکز است و از هرگونه رفتار تنش‌زا یا تقابل خارج از چارچوب‌های مدنی فاصله دارد. با این حال، طبیعی است که آسیب دیدن منافع اقتصادی بازیگران قدرتمند، واکنش حامیان پیدا و پنهان آن‌ها را در پی داشته باشد.

مصرف من چه تاثیری روی اقتصاد اسرائیل دارد؟ مگر چند درصد از اقتصاد اسرائیل وابسته به ایران است؟
expand_more

تحریم مصرف‌کننده، صرفاً درباره «سهم مستقیم ایران از اقتصاد اسرائیل» نیست؛ بلکه درباره ایجاد فشار اقتصادی، اعتباری و راهبردی بر شرکت‌هایی است که از رژیم اسرائیل حمایت می‌کنند یا با آن همکاری دارند. تجربه جنبش‌های مردمی در جهان نشان داده که تغییر رفتار مصرف‌کنندگان می‌تواند شرکت‌های بزرگ را وادار به تجدیدنظر در سیاست‌ها و همکاری‌هایشان کند.


جنبش BDS به عنوان طلایه‌دار تحریم برندهای صهیونیستی،، تا سال ۲۰۱۵ توانسته بود دست‌کم ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد اسرائیل ضربه بزند. [منبع] بر اساس گزارش الجزیره، تلاش‌های تحریمی می‌تواند سالانه تا ۱۱.۵ میلیارد دلار تاثیر منفی در اقتصاد اسرائیل داشته باشد.


سهم شرکت‌های مرتبط با رژیم اسرائیل از بازار ایران نیز قابل توجه است. برای مثال، طبق گفته مدیران یکی از این شرکت‌ها، ایران بازاری است که از طرف این شرکت برای آن هدف‌گذاری بالای 100 میلیون دلار انجام شده بود. [منبع] انتخاب مسئولانه ما می‌تواند با محدود کردن این بازار و ایجاد فشار، موجب تجدید نظر این شرکت‌ها در حمایتشان از رژیم اسرائیل شود. مثل ماجرای صرف نظر کردن دنون از همکاری با شرکت اشتراوس در تحریم اعراب.

چرا قرنطینه فقط روی تحریم برندها و شرکت‌ها تمرکز کرده است؟
expand_more

راه‌های متنوعی برای حمایت از مردم منطقه و تقویت جریان‌های مقاومت در برابر سیاست‌های رژیم اسرائیل و هم‌پیمانان آن وجود دارد؛ از فعالیت‌های رسانه‌ای و فرهنگی گرفته تا کمک‌های انسانی، مطالبه‌گری سیاسی و تقویت تولید داخلی. اما قرنطینه بر بخشی تمرکز کرده که هر فرد بتواند بدون نیاز به ساختارهای رسمی، در آن اثرگذاری مستقیم داشته باشد: «انتخاب اقتصادی و مصرف آگاهانه».


در نگاه قرنطینه، بسیاری از شرکت‌های چندملیتی و برندهای بزرگ، تنها بازیگران اقتصادی نیستند؛ بلکه در زنجیره‌های پیچیده‌ای از منافع سیاسی و اقتصادی قرار دارند که می‌تواند به تقویت ظرفیت‌های راهبردی رژیم اسرائیل و برخی ساختارهای قدرت جهانی منجر شود. از این رو، سودی که این شرکت‌ها از بازارهای منطقه‌ای و جهانی به دست می‌آورند، بخشی از توان مالی و نفوذ آن‌ها را شکل می‌دهد.


قرنطینه تلاش می‌کند با تمرکز بر تحریم هدفمند برندهای قابل‌جایگزین و ترویج خرید مسئولانه، سهم مصرف‌کننده را در کاهش این وابستگی و بازنگری در حضور اقتصادی این شرکت‌ها فعال کند. تجربه جنبش‌های مشابه در جهان نیز نشان داده که فشار مصرف‌کنندگان می‌تواند شرکت‌های بزرگ را به تغییر سیاست‌ها، کاهش همکاری‌های حساس یا بازتعریف حضورشان در بازارهای مختلف وادار کند.

ارتباط با اسرائیل

بیشتر برندهایی که نام آنها مطرح می‌شود اسرائیلی نیستند. حتی برخی از آنها در ایران تولید می‌شوند پس چطور می‌توانند موجب تقویت اسرائیل باشند؟
expand_more

بیشتر شرکت‌هایی که در این بحث مطرح می‌شوند لزوماً اسرائیلی نیستند و حتی ممکن است در ایران یا کشورهای دیگر تولید داشته باشند. مسئله اصلی در این تحلیل، «ساختار مالکیت و جریان سود» در شرکت‌های چندملیتی است، نه محل تولید محصول.


بسیاری از این شرکت‌ها بخشی از یک شرکت مادر بین‌المللی هستند. در چنین ساختاری، حتی اگر محصول در ایران تولید شود، فروش آن معمولاً در قالب برند، استانداردها و شبکه مالی شرکت مادر ثبت می‌شود و بخشی از سود نهایی در سطح گروه مادر تجمیع می‌گردد. به همین دلیل، محل تولید به‌تنهایی تعیین‌کننده مقصد نهایی منافع اقتصادی نیست.


در برخی موارد نیز تولید به شکل «تحت لیسانس» انجام می‌شود؛ یعنی کارخانه داخلی از نام، فرمول، فناوری یا استانداردهای شرکت اصلی استفاده می‌کند. در این مدل، شرکت مادر معمولاً از طریق حق امتیاز، قراردادهای فناوری یا سهم از فروش، همچنان در جریان درآمدی محصول نقش دارد.


بر همین اساس، قرنطینه تمرکز خود را بر ساختارهای مالکیت و ارتباطات اقتصادی شرکت‌ها قرار می‌دهد، نه صرفاً محل تولید آن‌ها. هدف این است که اثرگذاری اقتصادی در سطح شرکت مادر بررسی شود، چون در بسیاری از موارد، تصمیم‌های کلان مالی، سرمایه‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های سیاسی-اقتصادی در همان سطح اتخاذ می‌شود.

برندهای قرنطینه شده با چه معیاری انتخاب شده‌اند؟
expand_more

خوب است بدانید که هیچ‌کدام از برندهای هدف قرنطینه لزوماً اسرائیلی نیستند؛ اما به دلیل حمایت‌های راهبردی از رژیم صهیونیستی یا در برخی موارد صرفاً به دلیل مالکیت آمریکایی، در فهرست قرنطینه قرار می‌گیرند. به طور کلی، معیارهای ورود به این فهرست شامل دو دسته است:



  • برندها و شرکت‌هایی که به صورت مستند از رژیم صهیونیستی حمایت راهبردی، مالی یا لجستیکی دارندو

  • شرکت‌های آمریکایی که به دلیل ساختار مالکیت و نقش اقتصادی در تقویت آمریکا مشمول تحریم می‌شوند.


بخشی از انواع حمایت‌های مرتبط با شرکت‌های حامی رژیم صهیونیستی عبارت است از:



  • تأسیس کارخانه در سرزمین‌های اشغالی (مانند حضور برخی زیرمجموعه‌های نستله تحت برند اوسم)

  • شراکت با شرکت‌های صهیونیستی (مانند اوسم، اشتراوس یا ایمجین دیری)

  • همکاری با ارتش رژیم صهیونیستی

  • مشارکت در پروژه‌های شهرک‌سازی


حضور این برندها در ایران می‌تواند به یکی از روش‌های زیر باشد:



  • حضور مستقیم و تأسیس کارخانه در ایران (مانند برخی کارخانه‌های برندهای چندملیتی)

  • فعالیت از طریق نمایندگی رسمی یا واردکنندگان

  • تولید تحت لیسانس، استفاده از برند یا تأمین مواد اولیه از شرکت مادر (مانند قراردادهای امتیازی بین شرکت‌ها)


در مدل تولید تحت لیسانس، حتی اگر محصول در داخل کشور تولید شود، همچنان بخشی از ارزش اقتصادی از طریق حق امتیاز، فناوری، برند یا قراردادهای تأمین به شرکت مادر منتقل می‌شود.


تحریم یا عدم استفاده از این دسته از کالاها در جهان سابقه طولانی دارد و در دوره‌های مختلف شدت و گستره آن متفاوت بوده است. یکی از دوره‌های پررنگ این روند به سال ۱۹۶۷ و پس از جنگ اعراب و اسرائیل بازمی‌گردد که در برخی کشورها منجر به تغییر یا قطع همکاری‌های اقتصادی شد. در دهه‌های اخیر نیز از سال ۲۰۰۵ به بعد و هم‌زمان با تشدید بحران‌های منطقه‌ای، این نوع تحریم‌های مردمی در کشورهای مختلفی از جمله اندونزی، مالزی، ترکیه، مصر، اردن و قطر و همچنین در برخی جوامع غربی مورد توجه قرار گرفته است.

خودتحریمی

مصرف نکردن این محصولات به کارگران ایرانی شاغل در کارخانه‌جات این برندها آسیب نمی‌زند؟
expand_more


  1. تعداد کمی از شرکت‌های حامی رژیم اسرائیل یا شرکت‌های آمریکایی به شکل مستقیم مشغول تولید محصولات خود در ایران هستند. با حذف احتمالی این شرکت‌ها، تقاضای این کالاها از بین نمی‌رود، بلکه مصرف‌کنندگان به سمت برندهای جایگزین داخلی یا بین‌المللی غیرهدف حرکت می‌کنند که آن‌ها نیز برای کارگران ایرانی اشتغال‌زایی می‌کنند.



  2. گاهی به افراد توصیه می‌شود از مصرف برخی کالاها خودداری کنند؛ زیرا برای سلامت فردی یا منافع عمومی جامعه مضر هستند. در این نگاه، آیا پرهیز از مصرف محصولاتی که به شکل مستند موجب تقویت رژیم اسرائیل یا برخی ساختارهای اقتصادی و سیاسی مرتبط می‌شوند، اولویت بالاتری ندارد؟ طبیعی است که نگرانی از پیامدهای اقتصادی کوتاه‌مدت، لزوماً مانع تغییر الگوی مصرف در موضوعات مهم‌تر نمی‌شود.



  3. آیا با این منطق، آزادی انتخاب مصرف‌کننده زیر سؤال می‌رود؟ در واقع این پرسش مطرح است که آیا باید هنگام خرید هر محصول، به اثرات اقتصادی و سیاسی آن نیز توجه کرد یا نه. تجربه بازارهای جهانی نشان می‌دهد الگوهای مصرف همواره در حال تغییرند و تصمیم‌های آگاهانه بخشی از این تغییرات طبیعی هستند.



  4. همزمان با روشن شدن ارتباط برخی برندها با رژیم اسرائیل یا ساختارهای اقتصادی مرتبط، در برخی موارد نیز اتهامات نادرست از روی برندهای دیگر برداشته می‌شود. این فرآیند می‌تواند به شفاف‌تر شدن تصویر عمومی از زنجیره مالکیت و روابط تجاری شرکت‌ها کمک کند.

با نخریدن یک محصول خاص، باعث ایجاد انحصار در بازار نمی‌شوم؟
expand_more

  • انحصار یک واژه تخصصی در علم اقتصاد است. این واژه برای شرایطی از بازار به کار می‌رود که در آن یک یا چند شخص معدود قدرت تعیین‌کنندگی داشته باشند. بر اساس این تعریف، همین الان هم در موارد بسیاری همین شرکت‌ها به دلیل بزرگی و سهم زیادشان از بازار، وضعیتی شبه‌انحصاری دارند.

  • انحصار با ماندن عرضه‌کنندگان معدود ایجاد می‌شود، نه با حذف عرضه‌کنندگان معدود. برای مثال حذف یکی دو برند شامپو نمی‌تواند موجب ایجاد انحصار در این بازار شود. ضمن این که با حذف تدریجی بازیگران بزرگ قبلی، بازیگران جدید می‌توانند ظهور کنند و رقابت در بازار را افزایش دهند.

آیا با نخریدن کالایی موجب بر هم خوردن تعادل بازار و افزایش قیمت‌ها نمی‌شوم؟
expand_more

آگاهی یک فرایند تدریجی است نه آنی، پس پیوستن مردم به جنبش و تغییر الگوی مصرف هم تدریجی اتفاق خواهد افتاد. در این فرایند، بازار فرصت پیدا می‌کند تا اولاً با افزایش عرضه از طرف عرضه‌کنندگان فعلی، و ثانیاً با ورود عرضه‌کنندگان تازه خود را به تعادل برساند. البته در حوزه‌های مختلف، حساسیت موضوع متفاوت خواهد بود.
خروج یک شرکت از یک بازار خاص به هیچ وجه اتفاق عجیبی نیست. برای مثال شرکت هولدن که یک عرضه‌کننده تاثیرگذار در بازار خودرو اقیانوسیه بود در سال 2021 تصمیم گرفت به فعالیت خود پایان دهد.

خروج این شرکت‌ها از بازار به سرمایه‌گذاری خارجی، تولید و اقتصاد کشور آسیب نمی‌زند؟ انزوای فعلی ایران از بازارهای جهانی کافی نیست؟
expand_more

  • بخشی از این کالاها، وارداتی یا قاچاق هستند و حضورشان در ایران، منجر به سرمایه‌گذاری نشده است. روشن است که قاچاق، آسیب زیادی به اقتصاد کشور می‌زند؛ چنانچه واردات کالای نهایی نیز باعث رشد تولید و اقتصاد نمی‌شود.

  • بخش زیادی از این کالاها، مصرفی هستند. واردات محصولات مصرفی که می‌تواند به راحتی توسط شرکت‌های داخلی تامین شود، کاملا ضد رشد و تولید است.

  • سرمایه‌گذاری خارجی زمانی مطلوب است که منجر به رشد و توسعه پایدار شود. این نوع سرمایه‌گذاری زمانی جذاب است که در زیرساخت‌ها انجام شود یا منجر به کوتاه شدن مسیر تولیدکنندگان داخلی در رسیدن به فناوری‌های جدیدتر شود. متاسفانه سرمایه‌گذاری‌های اندکی که توسط شرکت‌های حامی اسرائیل و به ندرت شرکت‌های آمریکایی در ایران انجام شده است، معمولا این ویژگی‌ها را هم ندارند.

شرکت‌های حامی رژیم اسرائیل معمولاً بهترین‌های حوزه خودشان هستند. آیا با کنار گذاشتن آنها انتخاب‌های خودمان را محدود نکرده و خود را از بهترین‌ها محروم نمی‌کنیم؟
expand_more

  • بله در بسیاری از موارد این شرکت‌ها در حوزه خودشان مطرح هستند؛ گاهی واقعاً به دلیل کیفیت بالا، گاهی به دلیل توان تبلیغات و بازاریابی، و گاهی هر دو. اما اغلب اوقات رقبای هم‌سطح یا حتی بهتری برای محصولات آنها وجود دارد. برای مثال چاپگرهای اچ‌پی را به راحتی می‌توان با چاپگرهای بِرادِر یا کَنُن جایگزین کرد.

  • اما در برخی موارد، ممکن است برندهای جایگزینی وجود داشته باشند که هم‌سطح محصولات حذف شده نباشند. اینجاست که باید با منطق هزینه/فایده بین حمایت نکردن از اسرائیل با انتخاب جایگزین یا انتخاب بهترین به هر قیمتی، یکی را انتخاب کرد.