پرسشهای پرتکرار
قرنطینه یک جنبش مردمی برای ایجاد آگاهی و ایمن کردن سبد خرید مصرفکنندگان از برندهای حامی رژیم اسرائیل و شرکتهای آمریکایی است. در قرنطینه، شرکتهایی که به نحوی رژیم اسرائیل را تقویت میکنند یا مالکیت آمریکایی دارند، به صورت مستند و با استفاده از منابع معتبر شناسایی میشوند. درباره شرکتهای حامی اسرائیل، اسناد مربوط به حمایت راهبردی از رژیم و همچنین حضور آنها در ایران منتشر میشود. درباره شرکتهای آمریکایی نیز مالکیت آمریکایی شرکت، مبنای قرار گرفتن در فهرست تحریم است. با انتشار نتایج این پژوهشها، برندهایی که آلودگی آنها ثابت شده و جایگزینپذیر باشند وارد قرنطینه میشوند. ما این موضوع را به اطلاع مصرفکنندگان رسانده و درباره تأثیر خرید این برندها با آنها گفتگو میکنیم.
قرنطینه یک جنبش مردمی است. این جنبش به هیچ نهاد و سازمانی وابسته نبوده و با تکیه بر مشارکت افراد به صورت کاملاً مستقل فعالیت میکند.
برای شناخت بهتر قرنطینه میتوانید داستان قرنطینه را مطالعه کنید.
نبشهای مردمی در کشورهای مختلف دنیا همواره به عنوان ابزاری نرم، مدنی و مسالمتآمیز برای ایجاد تغییر شناخته شدهاند. قرنطینه نیز تلاش میکند با ترویج خرید مسئولانه و مصرف آگاهانه، شرکتهای حامی اسرائیل و شرکتهای آمریکایی را نسبت به آثار اقتصادی و اجتماعی عملکردشان پاسخگو کند. فعالیت قرنطینه بر پژوهش مستند، اطلاعرسانی عمومی و انتخاب آگاهانه مصرفکنندگان متمرکز است و از هرگونه رفتار تنشزا یا تقابل خارج از چارچوبهای مدنی فاصله دارد. با این حال، طبیعی است که آسیب دیدن منافع اقتصادی بازیگران قدرتمند، واکنش حامیان پیدا و پنهان آنها را در پی داشته باشد.
تحریم مصرفکننده، صرفاً درباره «سهم مستقیم ایران از اقتصاد اسرائیل» نیست؛ بلکه درباره ایجاد فشار اقتصادی، اعتباری و راهبردی بر شرکتهایی است که از رژیم اسرائیل حمایت میکنند یا با آن همکاری دارند. تجربه جنبشهای مردمی در جهان نشان داده که تغییر رفتار مصرفکنندگان میتواند شرکتهای بزرگ را وادار به تجدیدنظر در سیاستها و همکاریهایشان کند.
جنبش BDS به عنوان طلایهدار تحریم برندهای صهیونیستی،، تا سال ۲۰۱۵ توانسته بود دستکم ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد اسرائیل ضربه بزند. [منبع] بر اساس گزارش الجزیره، تلاشهای تحریمی میتواند سالانه تا ۱۱.۵ میلیارد دلار تاثیر منفی در اقتصاد اسرائیل داشته باشد.
سهم شرکتهای مرتبط با رژیم اسرائیل از بازار ایران نیز قابل توجه است. برای مثال، طبق گفته مدیران یکی از این شرکتها، ایران بازاری است که از طرف این شرکت برای آن هدفگذاری بالای 100 میلیون دلار انجام شده بود. [منبع] انتخاب مسئولانه ما میتواند با محدود کردن این بازار و ایجاد فشار، موجب تجدید نظر این شرکتها در حمایتشان از رژیم اسرائیل شود. مثل ماجرای صرف نظر کردن دنون از همکاری با شرکت اشتراوس در تحریم اعراب.
راههای متنوعی برای حمایت از مردم منطقه و تقویت جریانهای مقاومت در برابر سیاستهای رژیم اسرائیل و همپیمانان آن وجود دارد؛ از فعالیتهای رسانهای و فرهنگی گرفته تا کمکهای انسانی، مطالبهگری سیاسی و تقویت تولید داخلی. اما قرنطینه بر بخشی تمرکز کرده که هر فرد بتواند بدون نیاز به ساختارهای رسمی، در آن اثرگذاری مستقیم داشته باشد: «انتخاب اقتصادی و مصرف آگاهانه».
در نگاه قرنطینه، بسیاری از شرکتهای چندملیتی و برندهای بزرگ، تنها بازیگران اقتصادی نیستند؛ بلکه در زنجیرههای پیچیدهای از منافع سیاسی و اقتصادی قرار دارند که میتواند به تقویت ظرفیتهای راهبردی رژیم اسرائیل و برخی ساختارهای قدرت جهانی منجر شود. از این رو، سودی که این شرکتها از بازارهای منطقهای و جهانی به دست میآورند، بخشی از توان مالی و نفوذ آنها را شکل میدهد.
قرنطینه تلاش میکند با تمرکز بر تحریم هدفمند برندهای قابلجایگزین و ترویج خرید مسئولانه، سهم مصرفکننده را در کاهش این وابستگی و بازنگری در حضور اقتصادی این شرکتها فعال کند. تجربه جنبشهای مشابه در جهان نیز نشان داده که فشار مصرفکنندگان میتواند شرکتهای بزرگ را به تغییر سیاستها، کاهش همکاریهای حساس یا بازتعریف حضورشان در بازارهای مختلف وادار کند.
بیشتر شرکتهایی که در این بحث مطرح میشوند لزوماً اسرائیلی نیستند و حتی ممکن است در ایران یا کشورهای دیگر تولید داشته باشند. مسئله اصلی در این تحلیل، «ساختار مالکیت و جریان سود» در شرکتهای چندملیتی است، نه محل تولید محصول.
بسیاری از این شرکتها بخشی از یک شرکت مادر بینالمللی هستند. در چنین ساختاری، حتی اگر محصول در ایران تولید شود، فروش آن معمولاً در قالب برند، استانداردها و شبکه مالی شرکت مادر ثبت میشود و بخشی از سود نهایی در سطح گروه مادر تجمیع میگردد. به همین دلیل، محل تولید بهتنهایی تعیینکننده مقصد نهایی منافع اقتصادی نیست.
در برخی موارد نیز تولید به شکل «تحت لیسانس» انجام میشود؛ یعنی کارخانه داخلی از نام، فرمول، فناوری یا استانداردهای شرکت اصلی استفاده میکند. در این مدل، شرکت مادر معمولاً از طریق حق امتیاز، قراردادهای فناوری یا سهم از فروش، همچنان در جریان درآمدی محصول نقش دارد.
بر همین اساس، قرنطینه تمرکز خود را بر ساختارهای مالکیت و ارتباطات اقتصادی شرکتها قرار میدهد، نه صرفاً محل تولید آنها. هدف این است که اثرگذاری اقتصادی در سطح شرکت مادر بررسی شود، چون در بسیاری از موارد، تصمیمهای کلان مالی، سرمایهگذاریها و جهتگیریهای سیاسی-اقتصادی در همان سطح اتخاذ میشود.
خوب است بدانید که هیچکدام از برندهای هدف قرنطینه لزوماً اسرائیلی نیستند؛ اما به دلیل حمایتهای راهبردی از رژیم صهیونیستی یا در برخی موارد صرفاً به دلیل مالکیت آمریکایی، در فهرست قرنطینه قرار میگیرند. به طور کلی، معیارهای ورود به این فهرست شامل دو دسته است:
بخشی از انواع حمایتهای مرتبط با شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی عبارت است از:
حضور این برندها در ایران میتواند به یکی از روشهای زیر باشد:
در مدل تولید تحت لیسانس، حتی اگر محصول در داخل کشور تولید شود، همچنان بخشی از ارزش اقتصادی از طریق حق امتیاز، فناوری، برند یا قراردادهای تأمین به شرکت مادر منتقل میشود.
تحریم یا عدم استفاده از این دسته از کالاها در جهان سابقه طولانی دارد و در دورههای مختلف شدت و گستره آن متفاوت بوده است. یکی از دورههای پررنگ این روند به سال ۱۹۶۷ و پس از جنگ اعراب و اسرائیل بازمیگردد که در برخی کشورها منجر به تغییر یا قطع همکاریهای اقتصادی شد. در دهههای اخیر نیز از سال ۲۰۰۵ به بعد و همزمان با تشدید بحرانهای منطقهای، این نوع تحریمهای مردمی در کشورهای مختلفی از جمله اندونزی، مالزی، ترکیه، مصر، اردن و قطر و همچنین در برخی جوامع غربی مورد توجه قرار گرفته است.
آگاهی یک فرایند تدریجی است نه آنی، پس پیوستن مردم به جنبش و تغییر الگوی مصرف هم تدریجی اتفاق خواهد افتاد. در این فرایند، بازار فرصت پیدا میکند تا اولاً با افزایش عرضه از طرف عرضهکنندگان فعلی، و ثانیاً با ورود عرضهکنندگان تازه خود را به تعادل برساند. البته در حوزههای مختلف، حساسیت موضوع متفاوت خواهد بود.
خروج یک شرکت از یک بازار خاص به هیچ وجه اتفاق عجیبی نیست. برای مثال شرکت هولدن که یک عرضهکننده تاثیرگذار در بازار خودرو اقیانوسیه بود در سال 2021 تصمیم گرفت به فعالیت خود پایان دهد.